نتایج تحقیقات پژوهشگران ثابت می کند سلیقه پسران جوان، بیش تر به سمت موسیقی هایی می رود که وجه مشترک تمام شان «القای ناامیدی» است. متاسفانه نوع آهنگ های مورد پسند جوانان و نوجوانان ما به کلی وارد فضاهای مسمومی شده که نیازمند تامل بیشتری در این زمینه است.

این نوع موسیقی ها را میتوان به سه دسته تقسیم کرد:

دسته اول؛ اعتراض به زمین و زمان

این دسته از آهنگ ها، اغلب جزء سبک های رپ و راک هستند.
بعضی از آثار رپ، صرفاً به سیاست «توپ را بنداز توی زمین حریف» تکیه می زنند و مسائلی مثل بیکاری، فقر، افسردگی و… را به طور کامل به گردن دولتمردان می اندازند و حتی سهم کوچکی را هم برای اشتباهات و قصور خود شخص قائل نیستند.

یک جورهایی در این آثار مخاطب بهانه دستش می آید که هر کاری خواست انجام بدهد، دست آخر هم یک تریلی گلایه و شکایت داشته باشد و به اصطلاح خودمان؛ دو قورت و نیمش هم باقی باشد!

دسته دوم؛ عشق های بی وفا!!

این دسته از آثار موسیقیایی، آقایان را بره هایی تو دل برو نشان می دهد که مظلومانه در عشقی خیابانی سر کار گذاشته شده اند و به قول معروف، کسی که در یک نگاه (آن هم وسط خیابان) شازده قصه را اسیر خود کرده بود، تو زرد از آب در می آید و با شخص دیگری تیریپ عشقی می ریزد!

در این آثار که نه شعر درست و درمانی دارند و نه آهنگی که بشود اسمش را آهنگ گذاشت، متوجه یک نکته خواهید شد!

بگذارید این طور توضیح بدهیم…

سازگاری با محیط!

یعنی پشت سیاست این آثار، گذشته از همان بحث «القای ناامیدی» و «بدبینی به همه چیز و همه کس»، یک نکته دیگر هم نهفته که آرام آرام مخاطبش را می پزد؛ «نسبت به بی وفایی در روابط عشقی سازگار شوید!»

دسته سوم؛ دوستی با جنس مخالف به انضمام الفاظ رکیک!

آهنگ هایی که متأسفانه بین پسرها طرفداران بیشتری دارد(البته بیش تر بین پسرهای نوجوان) باز هم از جنس رپ و راک هستند، اما با دسته اول تفاوت های اساسی دارند.

دسته اول مضامینی سیاسی دارند و دسته سوم مضامینی غیراخلاقی که زشت ترین کلمات ممکن را در متن ترانه هایشان مورد استفاده قرار می دهند؛ در حالی که فحاشی به هیچ عنوان در ذات شعر جایی ندارد…

این همه صغری کبری چیدیم که بگوئیم، محققان عقیده دارند بعیدترین برنامه های ضد اخلاقی را که عقل انسان حاضر به پذیرش آن ها نیست، به کمک علم موسیقی میتوان آرام آرام به خورد عقل داد. طوری که کم کم عقل انسان در مقابل همان چیزی که به هیچ عنوان آن را نمی پذیرفت، تسلیم می شود. یا به عبارت بهتر، عقل با همه بند و بیل و نگهبانی اش از حیاء و خجالت و آبرو و… مرخص می شود!

در واقع میتوان گفت که از ماست که بر ماست! وقتی نسل جوان و نوجوان ما از دیدن اجرای موسیقی پاک و دلنشین سنتی خودمان از رسانه ملی محروم هستند و هنگام پخش موسیقی باید عکس گل و گیاه رو نظاره گر باشند در حالی که رسانه های ماهواره ای با آب و تاب زیاد تصاویر موسیقی غربی و اجراهای اونها رو نشون میدن بایدم منتظر الگو گرفتن نسل جوان و نوجوان ما از خواننده ها و نوازنده های غربی و فراموشی موسیقی اصیل و پاک ایرانی باشیم.
www.asoa.ir

1 Comment

  1. ZAHRA گفت:

    مطلب جالبی بود. خوشحال میشیم موسیقی های مورد سلیقه دختران رو هم مورد بررسی قرار بدین.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *